تبليغاتX
مــــرد امــــروز = الـمثنــی

مــــرد امــــروز = الـمثنــی

 

 

شاید برای خیلی از مردها ابراز احساسات نسبت به مادر یا همسر و یا حتی شریک عشقیشان سخت باشد، از این منظر روز زن برای زنان یک موقعیت کاملا تحلیلی است و برای مردانی از این دست یک فرصت مناسب ، کادویی یا شاخه گلی و در نهایت یک نگاه عاشقانه ، بی آنکه لبی باز شود و دوستت دارمی گفته شود.

پ.ن : امروز توی این فکر بودم که اگه به جای وبلاگ یه کوچه داشتم و خانم هایی که میان اینجا و این وبلاگ رو میخونن به جاش از کوچه من رد میشدن و اون وقت من بهشون نگاه میکردم و روز زن رو تبریک میگفتم چه عکس العملهایی رو ممکن بود ازشون ببینم.

مهم نوشت : خانم های محترم روزتون مبارک و این شاخه گل مجازی تقدیم به شماها

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 8:2 توسط مــــرد امــــروز| |

 

 

نزار پرواز کنم ، صبر کن ، بزار اول پرواز کردن رو یاد بگیرم ، نزار عاشق بشم ، بزار اول عاشق شدن رو مشق کنم، نزار انتقاد کنم ، بزار اول انتقاد کردن رو یاد بگیرم، نزار دهنم باز بشه ، بزار اول خمیازه کشیدن رو یاد بگیرم، نزار پولدار بشم، بزار اول پول خرج کردن رو یاد بگیرم، نزار با کسی همصحبت و همدل بشم، بزار اول با  صحبت کردن و همدلی رو یاد بگیرم، نزار زنده بمونم، بزار اول زندگی کردن رو یاد بگیرم، نزار بمیرم، بزار مردن رو بفهمم، نزار مسئول قسمت مهم اجرایی بشم، بزار اول کارهای اجرایی رو یاد بگیرم، نزار رئیس جمهور بشم، بزار اول معاون رئیس جمهور بشم... و هزاران بزار نزار دیگه

 

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 10:16 توسط مــــرد امــــروز| |

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 10:4 توسط مــــرد امــــروز| |

 

رابرت فراست می گوید همه آنچه در زندگی آموختم در یک کلمه خلاصه می شود " می گذرد " .... برای همه ما سالی گذشت و حکایت هایی به خاطره پیوست ... امیدوارم گذشته هاتون به نیکی و سال جدید سرشار از شاد کامی باشه ...

پ.ن : یا مخرب النرخ و التورم و البازار ... یا مدبر الزور و الفشار ... حول فشارنا الی احسن الفشار ... حول اقتصادنا الی احسن الاقتصاد

نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 9:9 توسط مــــرد امــــروز| |

 

اول : هیچ کس آن قدر بی فایده نیست که نتواند به شخص دیگری کمک کند و هیچ کس وجود ندارد که هیچ گاه به کمک دیگران نیاز نداشته باشد

دوم : روابط خوب با اشخاص معتبر از پول هم با ارزش تر است

سوم : به همان اندازه که نباید بیش از حد از تیغ گل ها ترسید نباید به راحتی نیز روی آنها دراز کشید

چهارم : همیشه حواسم هست که دنیای من نباشی چون به قول همون شاعر پنجاه و شش ساله " به دنیا اعتباری نیس "

پنجم : دوستت دارم های زندگیت را با دیگران تقسیم کن ، خودخواهی و خود پسندی در دوستت دارم گفتن ها درست مانند خودخواهی در مادیاته

اول راهنمایی : برای اعتبار بخشیدن به احساسات نیازی نیست همه احتمالات رو در نظر بگیری

دوم راهنمایی : دوم رددی ... سوم رددی ... دیپلم رددی ...

پ.ن : ببخشید که نمیتونم ذهنم رو متمرکز کنم و روی یه موضوع مشخص مطلبی بنویسم 

نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 13:21 توسط مــــرد امــــروز| |

این روزها از بیدار بودن لذت نمی برم ... بیشتر دلم میخواد در خواب باشم ... انگار خواب که باشی دنیا زودتر تموم میشه ...

 

 

.

دیگه از پشت چشمای من به دنیا نگاه نکن ... دنیای من دیگه خیلی تاریکه

نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 15:1 توسط مــــرد امــــروز| |

 

 

ببخشید با شما هستم ، شما که آخرت روشنفکری هستی، شما که تحصیلات آکادمیک داری، شما که دکتر این مملکتی ، شما که مهندس این مملکتی ، شما که کارشناس مسائل دینی هستی و عبای دستگیری انداختی روی دوشت ، شما که ملای این مملکتی ، شما که تو عرصه هنر دستی در آتیش داری، شما که با یه پلک زدن سیصدتا نظریه تولید میکنی، شما که مدعی و تحلیلگر شناخت روحیات آدمیزادی، شما که یک کتاب خداد صفحه ای رو تو کمتر از بیست و چهار ساعت میخونی و میشوری و میزاری کنار، شما که لیسانس داری، شما که فوق دیپلمت اندازه کل زندگی ما کم سوادا می ارزه، شما که دهنتو باز میکنی سلام کنی قبلش پونزده تا فرمول ریاضی فیزیک هسته ای از دهنت میریزه بیرون، شما که مدعیه خلق احساسات پاک هستی، شما که گوهر و صدف زندگیتون دست نخورده مونده، شما که کارشناس اقتصادی هستی و ملک و املاک و سرمایه ات برج میلادو میزاره تو جیب بغلش ، شما که ماهی هفتصد هزارتومن فقط خرج هیکل و زیر نافت میکنی، شما که جدیدترین داروها و کرم های بهداشتی و عطر و ادکلن مارک گرون قیمت شده دغدغه اصلی زندگیت، شما که با یه چشم به هم زدن چهارتا سوئیج ماشین میزاری رو میز باهاش پز میدی ، میتونی به من بگی چه بلایی سر ما ایرانی ها آوردن ؟ میتونی به من بگی چرا چهل و چهارهزار تومن به ما دادن به جاش صد و پنجاه هزارتومن هزینه گذاشتن رو دوشمون ؟ میتونی به من بگی زندگی ما بعد از این چی میشه ، میتونی به من بگی چرا من دلم از دست این وزارت آموزش پرورش و معلم هاش پر خون شده ؟ میتونی به من بگی چرا بازنشسته های این مملکت رو به هیچ جاشون حساب نمیکنن و فقط مثل سقز گوشه لپشون جوون جوون میکنن؟ میتونی به من بگی اصلا این پیشرفتی که ازش دم میزنن معنیش چیه؟

یکشنبه ۱۲ دی ۸۹

 

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 16:38 توسط مــــرد امــــروز|

 

 

بعضی موضوعا هست که گفتنش خیلی قشنگ از آب در نمیاد، بهتره نوشته بشه، مثل همین مطلبی که الان میخوام بنویسم، مخصوصا اگه تو محله ای زندگی کنی که بشه بلندی های چهل سالگی رو با چشمات ببینی، انگار حتما باید نوشته بشه تا زیبایی دیدگاهش برجسته تر بشه، بعضی چیزا رو هم نمیشه نوشت، مث یه نگاه سرشار از نیاز شدید که متمرکز میشه روی چشم  یه جنس مخالف و اسمشو میزاره عشق پاک که با هیچ کیبردی نمیشه سنجاقش کرد گوشه وبلاگ، حالا اینجا نشستم ، پشت مونیتور،  میخوام از یک تفاوت مردونه بنویسم، از یک المثنای ناب که حتی نمیشه با شراب بیست ساله یا سیرترشی هفت ساله هم مقایسه ش کرد تفاوتی بی نظیر که تو یه برهه هفتاد هشتاد ساله ایدئولوژی های رفتاری میکس شده رخ میده که وقتی می نویسی ش احتمالا حس سر مستی بهت دست میده، درست مثل حس و حالی که یه استامینفون کدئین بهت منتقل میکنه یا حسی که 20 میلی گرم ایمی پیرامین به مغزت فرو میکنه، یا نیم ساعت ورزش کردن یا بیس دیقه مدیتشن با طعم دلپذیر و داغ تانترا که آخرش به یه هم آغوشی متعادل با خراش های گرم نسیم تابستونی که پوست تن رو قلقلک بده ختم بشه،  پرانتزی در کار نیست این یک قانون زندگی المثنایی است که تاریخ انقضاش هم بستگی به رفرنس ده رقمی مخاطبش نداره، بستگی نداره به اینکه آب و هوای میرداماد رفته باشه توی دماغش  یا آب و هوای نازی آباد یا حتی گردوخاک کناره جاده کرمانشاه سنندج ... جاده عمر منو نگاه کن بیست سی کیلومتر دیگه بیشتر نمونده، نه ناله ای در کاره و نه مظلوم نمایی ذلیلانه، اما بهتره به جای فکر کردن به خیانت، فکر کنی به این که من هنوز پامو رو پله چهلم نزاشتم  و  در تمام این مدت فقط دو بار لذت گرفتن شاخه گل از دستات رو به یادم میارم، یکی اون موقع که فوتبال بازی کردم و رباط زانو مرخص شد و راهی اتاق عمل بیمارستان شدم یکی هم اون موقع که از خونه آقا خلیل برگشته بودم، اینجا کسی هست که تعداد شاخه گل های زندگیش رو بشمره؟ این یک ظرفیت مردانه س شاید اگه المثنی نبودم هیچ وقت نمی نوشتمش، واقعیت مردونه و مخصوصا المثنایی اینه که با این همه، تو خوشبخت ترین زن دنیا هستی و آرامش داری ... گلایه نکن رفیق، بزار تو حال خودم باشم رفیق

 

دوم تیر ۸۷

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 16:36 توسط مــــرد امــــروز| |

 

عزیزم میشه اون آشپزخونه رو بی خیال شی ؟ عزیزم یه نیم ساعت هم حواست به من باشه لطفا ! عزیزم خیلی خوب باشه اون جارو دستی رو بده من تمیزش میکنم ، عزیزم نگران نباش، عزیزم این حوله منو کجا گذاشتی ، عزیزم این شیو لامصب تموم شد یه کلام به من نگفتی چرا ؟ عزیزم این شورتی که تازه خریدم قشنگه ؟ راستی عزیزم بهت گفتم امروز کیو تو اتوبوس دیدم ؟ عزیزم این مغز گردوها کجاس ؟ عزیزم میشه اینقد از این سریالای درپیت نگاه نکنی، عزیزم یه ذره کمش کن ؟ عزیزم لااقل بزار اخبار ساعت دوازده رو ببینم ؟ عزیزم این قرصای استامینفون کدئین رو کجا گذاشتی ؟ عزیزم یه زحمت میکشی فردا ساعت ده بهم زنگ بزنی و یادم بندازی این قبضا رو پرداخت کنم ؟ عزیزم از مامانت چه خبر ؟ عزیزم این جمعه بریم لب رودخونه ای جایی یه آب و هوایی عوض کنیم ؟ عزیزم این پیرهن قشنگمو اتو کردی ؟ عزیزم امشب چشمات یه برق مخصوصی داره ها ... ای کلک ... عزیزم هنوز تو آشپزخونه ای ؟ عزیزم شام چیه مگه؟ عزیزم ...

 .

 .

 .

عزیزمو زهر مار عزیزمو دردعزیزمو کوفت عزیزمو یمان عزیزمو یرقان عزیزمو آلزایمر عزیزمو ...

.

.

.

خیلی ممنون عزیزم

.

.

.

یکشنبه سی خرداد ۱۳۸۹

 

پ.ن : یه چند وقت میخوام مطالب قدیمی که نوشتم رو دوباره مرور کنم ... شما ببخشید که مطالب تکراری میخونین

نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 14:37 توسط مــــرد امــــروز| |

 

جناب  آقای خواجه سید شمس الدین حسینی علیه الرحمه ، آن زین زمان ، آن نادره دوران ، آن وزیر نسبتا محترم اقتصاد و دارایی وقت در خصوص مسائل مالیه و مهم مملکتی از جمله ارز و طلا تراوشات فرمودند که ارزها یا احتکار می شدند یا به خارج از کشور منتقل می شدند ... تازه ایشان ادعا کردند که باید زودتر وارد می شدند ... و نتیجه گرفتیم که ایشان خارج بودند ... الله اکبر

هیچ وقت فکر نمی کردم اینقدر باهوش باشی خواجه جان

 

 

نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 13:0 توسط مــــرد امــــروز| |

Design By : Night Melody